امثال ، اصطلاحات و کنایه ها

*امثال ، اصطلاحات و کنایه ها-محمد هادی نژاد

امثال ، اصطلاحات و کنایه های خاص هر منطقه نشان دهنده ادبیات و فرهنگ آن منطقه می باشد که در قالب آن می توان سخن دل را بیان نمود.البته از نظر لهجه و سبک بیان ،مثل های هر شهر ومنطقه با شهرها و مناطق دیگر تفاوت ومغایرت دارد،اما از نظر معنی و مفهوم و کاربردها چندان تفاوتی در آنها دیده نمی شود.در دشتی نیز لهجه ها و سبک بیان هر روستا با روستاهای دیگر چندان فرقی ندارد که در اینجا بری نمونه به ده مورد اشاره می گردد.

1-     « کَه نه مال خُتن،کهدو که مال خُتن»

برگردان:«کاه مال خودت نیست، کاهدان که مال خودت است»؛

خطاب و اشاره به افراد شکمو و پرخور است.

2-     «کَخ چیل بروندن»

برگردان:کف و آب دهان بیرون دادن؛

کنایه از نهایت خشم و عصابنیت است.

3-     «گرگ میزن به گله،وای به یکی دارو»

برگردان:گرگ به گله می زند ،وای به حال کسی که یه دونه  دارد.

کنایه از: سنگینی مصیبت و بلاهای رسیده برای کسانی که وضع بد و دارایی کمتری دارند بیشتر است.

4-     «معامله سگ بخته کنو»

برگردان:معامله سگ اخنه کردن

کنایه ازکار بیهوده کردن است؛شخصی که کار اخنه کردن سگ را انجام می داده است در مقابل  یک ریال دریافت می نموده و دو ریال را جهت شستشوی دستهایش می پرداخته است که کار بیهوده ای انجام می داده است.

5-     «گردن باری»

برگردان: بدلیل باری که به گردن نهاده است.

کنایه از شخصی که بر خلاف میل خود ،گفته دیگران را بر گردن نهد وآن در قبول کند یا بدلیل اینکه جلوی دیگران کم نیاورد کاری که بیشتر از توانایی اوست را انجام دهد.

6-«گَپ گَپ مارد»

برگردان: حرف ...بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

ضرب المثل ها

ضرب المثل:کَش تعریف عروس که دی عروس

 

برگردان:چه کسی تعریف عروس کرد مادر عروس

 

Kash tahrif aros ke dey aros

 

منظور از ضرب المثل:این ضرب المثل می گوید بهتر است مردم از خوبی های شما  بگویند نه اینکه خود یا اقوام از شما تعریف کنند.

تصویر/مرد ماهیگیر

  

      ساحل بندر سیراف در شهرستان کنگان

قلم دوربین

  

ساخت مُهر در مسجد ولیعصر(عج)شهر خورموج

نام آوران دشتی

حاج شیخ عبدالنبی بحرانی(بحرینی)

از علمای اعلام و فقهای دشتی است.وی فرزند شیخ حسن فرزند شیخ عبدالعلی بحرینی است.پدرش شیخ محمد از بحرین مهاجرت و ساکن کنگان می شود.محل تولدش دقیقاً معلوم نیست،بعضی گفته اند بحرین،برخی کردوان و عده ای نیز بردخون نوشته اند.تاریخ تولدش هم متاسفانه دقیقاً معلوم نیست؛اما با توجه به اینکه سنش به هنگام فوت حدود 90 سال نوشته اند، می توان گفت حدود سال 1245 هـ.ق بوده است.بهرحال در خانواده ای اهل علم متولد و در دامان پدر و مادری دلسوز و با ایمان رشد و نمو نمود.بعد از انجام مقدمات علوم دینی به نجف اشرف رفت و بعد از کسب فیض از علمای آن روز حوزه نجف و رسیدن به درجه اجتهاد به دشتی مراجعت و تا حین فوت کارش خدمت و ارشاد بود.تاسیس مدارس علوم دینی در روستاهای...بفیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

واژگان محلی

1-تُک تُک(tok tok):قطره قطره

2-بورِکی(bureki):به نهایت گرسنگی گویند.

3-تاک پیریک(tak pirik):دانه به دانه،مقداری کم

4-زَردوکی(zarduki):یرقان

5-سامو(samo):اندازه ومرز

6-چُرُپیدن(choropidan):لیز وسر خوردن،در گل ولای افتادن

7-مُرُک(morouk):به هرچیز کروی گویند.

8-سانچه(sanche):قالب کامل یخ

9-پَل پَل(pal pal):از یک پهلو به پهلو شدن،برآمدگی روی بدن

10-بی رسیم(biresim):بی ادب،بوالهوس

11-دُم رَه تارکی(dom rah tareki):در بین راه

12-مُلِزی(molezi):زبان کوچک

13-نَهچَهک(nahchahk):نفوس وفال بدزدن هنگام انجام کاری

14-پاپِسَک(papesak):به کاری که مرغ وخروس با پاهای خود برای پیدا کردن دانه ومحلی برای خوابیدن انجام می دهند،پاپسک گویند.

یکم اردیبهشت ماه ،روز بزرگداشت سعدی گرامی باد